مقدمه

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز و آشنایان دل

بالاخره بعد از مدت ها رمز عبور وبلاگ رو پیدا کردم. حالا به بچه های مشهد این نوید رو می دم که حتماً با کمک پسرخاله احسان یک اردوی برنامه ریزی شده ردیف خواهیم کرد.

احسان جان دستت درد نکنه به خاطر حالی که دادی.

در ضمن پسرخاله فعلاً اسمم محفوظ بماند تا بروبچ تو خماری بمونن.

دوئل


من حس می کنم چند نفر هستن که باید دوئل کنن. آدمایی که حرف همو به ظاهر می فهمن ولی در واقع به خون هم تشنه ان.
تو! آره با توام که هر روز سر کار می بینیش! شهامت اینکه بهش بگی باید باهاش بجنگی رو هم نداری! قدرتشم نداری! ... اونم ازت فرار می کنه!
ولی من یک راه حل دارم! یک راه حل خوب!
همین هفته ... یکی از روزای آخرش برنامه می گذاریم می ریم سینما می بینیمش.
دوئل ... آخر شب ... سینمایی توی آفریقا ... وسط میدون !
آخرش برنده شام می ده به همه :دی!

هر کی می آد کامنت بگذاره ... بگه من هم توی جنگ قاطی.

مردم خوابگردند...

عشق نباید به معنای رابطه خاص تو با کسی باشد
زیرا در آن صورت عشق تو
یکی را به خود راه می دهد
و همه جهان را از خانه وجودت بیرون می کند
...
در حالی که همه جهان به تو تعلق دارد و
تو به همه جهان.
...
هنگامی که عشق تو مرز نمی شناسد ؛
هنگامی که عشق تو در هیچ قفسی گرفتار نمی آید
هنگامی که عشق تو به نحوه بودن تو در هستی بدل می شود؛
آنگاه عشق تو نیایش مدام توست
آن گاه عشق تو
تو را آزاد می کند

تنها عشق است که می رهاند
عشق آزادی است.(اوشو)

شادی