از گل فروش ، لاله رخی ، لاله میخرید.

می گفت :

ــ‌ « بی تبسم گل ، خانه بی صفاست

گفتم :

ــ « صفای خانه ، کفایت نمیکند ،

باید صفای روح بیابی ، که کیمیاست !

خوب است ، ای کسی که به گلزار زندگی

روی تو ، همچو لاله ، صفا بخش و دلرباست ؛

روح تو نیز چون رخ تو ، با صفا بوَد

تا بنگری که خانه‌ ی تو خانه ی خداست ! »

    سودابه

عبور بغض

بعضی وقتها واقعا کم میارم . فکر می کنم باید همه چی رو تعطیل کنم تا دیونه نشدم .

اقاسلام خانم سلام.
فقط می خواستم بگم که اگه همیشه سوپر کامپیوتر من اینجوری بخواد هوارو  پیش بینی کنه و سایر چیز هارو هم که من واقعا اولش بدبختم و بعدش هم شاید زیادی خوشبخت.
چون اون دو روز تعطیلی هوا بسیار گرم و عالی و مناسب دیزباد رفتن بود و نه تنها از سر ما خوردن و افتادن خبری نبود که تا نزدیکی های قژقر هم رفتم البته بچه ها ی دیگر تا سرقله هم رفتند و کلی سرسره بازی و از این حرفا.
بعدشم که امروز چهلم بابای خدا بیامرز کوروش بود. روحش شاد و در آرامش ابدی بادا.

و امشب هم که جشن تولد بود و باز یک خبر خوب و یک خبر بد.
مرا مبر به جمع رفیقان خود پسند

که من اصلا حالشون رو ندارم.
ساسان
-----